تبليغاتX
.•*..*•.قلب من•*..*•.
.•*..*•.قلب من•*..*•.
می نویسم که بگم دوست دارم
دوست دارم
                                              Image hosted by TinyPic.com                                                 sarbandar-boy.blogfa.com

 

آن طرف تر، خیلی نزدیکتر از شیطان،

مهربانی، نام تو را بیادم می آورد و دوست داشتن را.

یک خدا دارم و یک دنیا امید.

سرم را بالا می گیرم و به اینکه عاشم و ترا را از یاد نبرده ام فخر می فروشم.

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388 و ساعت 11:17 |
 

 

چیزهایی هست که نمی توان به زبان اورد چرا که واژه ای برای بیان

ان ها وجود ندارد اگر هم وجود داشته باشد کسی معنای ان ها را درک

نمی کند.اگر من از تو نان و اب بخواهم تو درخواست مرا درک می

کنی اما هرگز این دست های تیره ای را که قلب مرا در تنهایی گاه می

سوزاند و گاه منجمد می کند، درک نخواهی کرد

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 1:23 |
1 سال گذشت

ساناز من امیدوارم حالت خوب باشه ۲۹ امسال اخرین مطلب این وبلاگ میزارم دیگه بیریدم دیگه نمیتونم

نمیخوام جدای از تو به ۲ سال بکشه

با مرگ خودم شاید جسمم زیر خاک باشه اما روحم کناره تو هست پس به امید دیدار و به نام عشق تو و به یاد تو

جسم من هدیه به زمین و روحم در کنار تو

نمیدونم چی بگم

از کجا شروع کنم  خستم خیلی خستم

یه زندگی تکراری که روز به یاد ... و شب که نمیشه گفت ۴/۵ صبح... ولش 

 اما بدون از روزی که بهت زنگ زدم تا روزی گفتی نمیخوامت حتی بعد جدای روزای سختش دارم می نویسم الان ۴۰۰ صفحه نوشتم فقط ۲ صفحه اخر مونده که یکیش ماله من و یکیش مال تو

من ۲۹ پر میکنم تو چی؟

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 19:52 |
چه قدر انتظار

باز امدم تا با سانی خودم حرف بزنم میدووونم یه روز میخونی چون وب خودت هست

پارسال این موقع یادت هست نانازم مامان بابا ار مکه امدن مهمون بود که میومد می رفت

سانییی راستی یادته با هم دوامون شد قول دادم دیگه با با هم دوا نکنیم بار اخر که زنگ زدی پشت ماشین بودم ۷/۸ دقیقه حرف زدم گفتم خوب شدم گفتیی عایییییییییییییییی

سانی خنده جادوگری یادته راستی مژگان یادته یادته گفتی دنی رو دووست دارم اما فقط مثل داداش یادته...

یادته به مامانم مگفتی مامان محمد چرا منو اذیت میکنه ...

خطرات زیاد اما چه فایده که اخرین خط خاطره یعنی جدایی؟؟

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 22:23 |
ماه عشق فرا رسید (بهمن)

سلام سانازم

عزیزم الان نزدیک ۱ سال داره میشه که از من جدا شدی منتظر بودم روز تولدم به من زنگ بزنی اما نزدی

پارسال این موقع بووود که یواش یواش داشتم فراموش میشودم این ماه ماه عشق ۲۵ میدونی چه روزی هست  سال گدشته یه اس ام اس م ندادی روز عیدم که  به جای تبریک عذابم دادی  اما ساناز دووست دارم شاید روزی برگشتی هنوز امیدم را از دست ندادم چون عشقم بهت کم نشد که هیچ زیادم شد

من فهمیدم که دنی جای منو گرفت اما باز دیونه بار عاشقتم به یادت هستم به یادت میخوابم به یادت بیدار میشم  سانی راستی ...

دووست دارم هر روز به وبلاگت که همین هست سر میزنم شاید ببینمت

تا پست بعدی بای

محمد

واسه رسیدن دوباره من به ساناز دعا کنید التماس میکنم

|+| نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه سوم بهمن 1387 و ساعت 22:43 |
نامه ای از یه عاشق بی معشوق {m}

دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون

 سلام ساناز خانوم منو خوب باید بشناسی من همونی هستم که به  جای  تبریک سال نو  و به جای عیدی دادن خوشی  با یک اس ام اس  دوستی ۲ سالمون تموم کردی   همیشه به وبت سر میزدم تا اپ کنی و بعد حرفمو بگم  ساناز هنوز عاشقتم هنوز دوست دارم  نمیدونم چی شد که  وقتی مامان بابا از مکه برگشتند کی امد خونتون و چی شد که یه دفعه قید منو زدی  شاید برات اسون باشه اما برای من سخته عشقمو فراموش کنم شاید تو با یه اس ام اس تموم کنی اما من با مرگ خودم امدم تموم کنم اما نشد  خدا نخواست بمیرم  ساناز تو زندگیم همیشه فکر میکردم منو دوست داری ۲سال همدم من بودی اما... 

نمیدونم چی بگم چی کار کنم  ولی اگه میخواستی جدا شی راه بهتری هم بود نه با داد فریاد بگی عاشق یکی دیگه شدم

نمیدونم منظورت از این حرف چیه    همه چیز تمام شد دیگه نمی تونم ..............!!! 

این حرف نزن من همیشه اماده هستم که باهات دوست بشم بهت زنگ نزدم چون قول دادم نزنم اما بدون یا ساناز یا هیچکس  

راستی اگه زنگ زدی که خیلی خوشحالم می کنی اگه نزدی حلالم کن بدون همیشه منتظرت میمونم چون عشق من توی   

دیگه حرفی واسه گفتن ندارم چون خودت میدونی  من یه عاشق واقعی بودم شاید یه کم اذیت کردم اما دوستت داشتم خواهم داشت دلیل قهرتم نمیدونم چیه چرا جدا شدی اما عاشقت میمونم تا اخر حتی اگه مجرد بمیرم

شرمنده از وبت استفاده کردم دیگه داشتم میتریکیدم راستی  عینکی شدم به  خاطر گریه زیاد ولی ارزش سانازمو داره

سینما هم راضی نیستم بری

مواظب خودت باش  منتظر میمونم که شاید زنگ زدی قربان عشقم ساناز   یه عاشق منتظر

نوشته شده  محمد

|+| نوشته شده توسط ساناز در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 3:54 |
جدایی

 

جدایی

                                          دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون

 

همه چیز تمام شد دیگه نمی تونم ..............!!! 

|+| نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 و ساعت 17:24 |
دوســــــــت دارم

 

Image hosted by TinyPic.comچی بخوام از تو که با من همیشه یه مهربونیImage hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.comهمیشه مثل یه رویا توی لحظه هام میمونیImage hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.comچی بخوام از تو که قلبت مثه یه باغ بلورِImage hosted by TinyPic.com


Image hosted by TinyPic.comواسه دلتنگی عاشق مثه آینه صبورهImage hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.comچی بگم از برق چشمات که پر از شعر و ترانستImage hosted by TinyPic.com
برا گم کردن خورشید برقِ چشمِ تو بهانست


Image hosted by TinyPic.comبخدا وقتی که نیستی دلِ خونمون میگیرهImage hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.comرو تنِ خسته ی دیوار دلِ پنجره میگیرهImage hosted by TinyPic.com
Image hosted by TinyPic.comچی بگم از تو که دیگه همه حرفات رو میدونمImage hosted by TinyPic.com


Image hosted by TinyPic.comپشت این پلکای بسته شعرِ چشماتو میخونمImage hosted by TinyPic.com

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 12:32 |
دوستت دارم

 

 

2

 

اگر رفتم

             تو یادم کن

اگرمردم

           تو خاکم کن

اگر ماندم

             در این دنیا

به مهر خود

             تو شادم کن

 

 

2

  

 

 

 

                                    ولنتاين مبارك...                           

                  

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 و ساعت 19:22 |
دلم برات تنگ شده عزیزم

 

 

 

 

 

 

 

           

     

 

دلم برات تنگ شده

با اینکه تو اینجا نیستی

اما هر جا میرم یا هر کاری

 می کنم صورت تو را در خیال می بینم

و باز هم دلم برایت تنگ می شود دلم برای

 همه چیز گفتن با تو تنگ می شود دلم برای خندهایت

 تنگ می شود دلم برای هیجانی که با هم داریم تنگ می شود

دلم واسه شوخی هایی که با هم می کنیم تنگ می شود

دلتنگی برای تو را دوست ندارم

اینو به کی بگم

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 16:31 |
دوستت دارم

 

 

 

يك نصيحت : مواظب خودت باش....! يك خواهش : اصلا عوض نشو....! يك ارزو : فراموشم نكن....! يك دروغ : دوستت ندارم....! يك حقيقت : دلم برات تنگ شده....! ويك رويا : تورو داشتن

 

نگاه اولت بر من اثر کرد نگاه دومت ديوانه ام کرد نگاه سومت عاشقترم کرد نگاه آخرت خاکسترم کرد دوستت دارم

     

                    

|+| نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 20:8 |
دوستت دارم تا بی نهایت

 

 

دوست دارم تا اخرين باقيمانده ی جانم تو را عاشق  كنم

زندگی من در زلالی چشمان تو خلاصه شده

زندگی من در نفس های بازدم تو جاری شده

 زندگی من در همين از تو نوشتن ها وسعت يافته

نفس كشيدن من تنها با ياد اوری زنده بودن تو امكان پذير است

همين كه گاه نگاه چشمان پر از عشق يا سردی تو را ميبينم برايم  كافی است و قانع كننده است كه زندگی زيباست

اگر روزی از ديار من سفر كنی با چشمانی نابينا شده از گريستن در نبودت جای

قدمهايت را بر روی سنگفرش خيابان گل باران ميكنم

  دوستت دارم تا بی نهایت

 

         

 

  

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه هفتم اسفند 1385 و ساعت 20:16 |
عشق از ديدگاه معلم

 دوستون دارم

Y  عشق از ديدگاه معلم Y

دبير زيست:عشق مرضی است که ميکروب آن از راه چشم وارد بدن ميشود.

دبير شيمی:عشق تنها اسيدی است که در قلب اثر دارد.

دبيردينی:عشق يک محبت الهی است که خداوند برای بندگانش هديه کرده است.

دبير رياضی:نسبت عشق به بدن مثل نسبت خون است به بدن

دبير فيزيک:جوان مانند آهنربايی است که هر عشقی را به طرف خود جذب ميکند.

دبير ادبيات:عشق بايد مثل عشق ليلی و مجنون پاک باشد.

دبير ورزش:عشق يک توپ فوتبال است که به دروازه ی هر قلبی اصابت ميکند!!!

             

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 20:4 |
عاشقتم

نمیخوام بگم که قدر یه دنیا دوستت دارم
چون دنیا یه روز تموم میشه

نمیخوام بگم که مثل گلی
چون گل هم یه روز پژمرده میشه
نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس
چون شب هم بالاخره تموم میشه
نمیخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی
چون اب که همیشه پاک نمیمونه
نمیخوام بگم که دوستت دارم
چون منکه اصلا دوستت ندارم
بلکه من عاشقتم
 
|+| نوشته شده توسط ساناز در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385 و ساعت 17:56 |
ولنتاین

                                   

                         

                              

چشم تو از کهکشان راه شیری هم سرست

پیش چشم تو گل یاس و سپید و مریم پرپر است

من ندانم چه رازی بین عشق و چشم توست

چشم تو از هر چه زیبا دیده ام زیبا تر است

     روز ولنتاین همگی مبارک

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 و ساعت 16:14 |
دوستت دارم

اگر كلمهدوستت دارم  قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمهدوستت دارم  نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمهدوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمهدوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمهدوستت دارم  كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم  دنياي زيباي من دوستت دارم

|+| نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه سوم بهمن 1385 و ساعت 17:11 |
نامه

گوهر نایاب زندگیم سلام:

برای تو ای دوست ارزوی سلامتی دارم.برایت شادمانی و ارامش خاطر می خواهم ارزو می کنم در زندگیت موفق باشی.چه خوشحال می شوم اگر بدانم خاطرات نا خوشایندی که از دوستان و اطرافیانت داشتی فراموش کرده ای.همیشه شاد کامی ات را خواسته ام.دلم می خواهد در لحظات زنگی مقاوم و محکم باشی.سفره ات پر برکت و کار و بارت رو به راه باد.بهترین دوستان همراهت و راستی وصداقت پشتوانه ات باشند.طلوع دلپذیر و غروبی دلنگیز برای تو می خواهم.نغمه ی پرندگان ترنم زیبای زندگی ات.ارزو می کنم درسهایی که زندگی به تو اموخته به خوبی یاد گرفته باشی و هرگز خاطره ی تلخی در کارنامه ی زندگی ات نباشد.ارزو می کنم زمان کافی برای انهایی که دوستشان داری داشته باشی دلم می خواهد روزگار جوانی ات با پاکی و روزهای با شکوه همراه باشد.ارزو دارم لبخند از لبانت محو نشود و قلبت مالامال از عشق خانواده ات باشد. ابی دریا نثار تو سبزی طبیعت تقدیم به تو دلم می خواهد قلبت با تو یار باشد و وجدانت به  اعمالت اری بگوید.ارزوی تامل و تعمق برای تو دارم در راه رسیدن به اهداف سلامتی و سخت کوشی همراه تو باد باران بهاری نسیم سحری هدیه به تو ای عشق من...

 

   

 

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 14:56 |
تولدت مبارک

                                                                                 

 

                                 

                                   روز تولد بهانه است  

                         بهانه ای برای به یاد دوستی بودن

                             بهانه ای برای شروعی دوباره

                               بهانه ای برای شستن چشمان

                               بهانه ای برای بزرگتر شدن

                                    چه بهانه ی خوبی..!!  

        I love you

 

محمد جان دوست دوست داشتنی من:

۱۵ شاخه گل سرخ از گلستان کوچک قلبم تقدیم تو کرده

 و ۱۵ آذر

سالروز شکفتنت را تبریک می گویم...

            

 

                     

|+| نوشته شده توسط ساناز در چهارشنبه پانزدهم آذر 1385 و ساعت 14:3 |
دوست دارم
         

                                                                                   

 وقتی بارون میاد                                                                                               

هر چند تا از قطره ها رو که تونستی تو دستت بگیری

تو منو دوست داری

و هر چند تا رو که نتونستی بگیری

من تو رو دوست دارم  

          

                

                                                                                              

|+| نوشته شده توسط ساناز در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت 18:34 |
سه شمع

 

در تاریکی شب سه شمع روشن کردم

اولی برای بودنت

دومی برای دیدنت

سومی برای بوسیدنت

و در اخر هر سه را خاموش کردم برای در اغوش گرفتنت

                                                                                                               

|+| نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385 و ساعت 15:42 |
حرف دلم
                                دوستـت دارم  

یه اضطراب معلوم نیست چه مرگمه که این اضطراب افتاده توی دلم خیلی دوست دارم بدونم برای چیه برای کیه وبرای چه چیزی دوست دارم بدونم که اونیکه من دوسش دارم هنوز به فکرم هست یا نه؟خیلی دوست دارم بدونم هنوز توی رخت خواب به خاطر من اشک می ریزه یا نه خیلی دوست دارم بدونم هنوز عاشقم یا نه؟اینها همه ۱ جز از سوالاتی هستند که من از معشوقم دارم که بدونم هنوز منو به عنوان عاشق خودش دوست داره دوست دارم بدونم که هنوز به من افتخار می کنه خیلی دوست دارم بهش بگم که تا اخر عمرم دوسش دارم و عاشقشم بهش بگم من بدون اون می میرم و دیگه توان زندگی کردن هم ندارم بگم دوسش دارم بگم من عاشقشم و به خاطرش سوختم و صدایی ازم در نیومد دوست دارم بهش بگم تو اخرین عشق منی و دیگه عاشق نمی شم و بدون من فراموشت نمی کنم همین طور که تو قول دادی عزیزم خلاصه امیدوارم که هنوز دوستم داشته باشی و هنوز معشوقم باشی و هنوز من و تو بتونیم عشقمون را پایدارتر کنیم و بگیم تا ابد عاشق همدیگریم وهمدیگر را دوست داریم.....

                                

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در شنبه بیستم آبان 1385 و ساعت 15:33 |
خيلي دوست دارم

از تو مي نويسم كه نگي دوست ندارم.از تو كه با يه علاقت زير و رو مي شه روزگارم.كمك كن تا ابد با تو عاشق بمونم عزيزم تو مبعود مني تو را كه شناختم عشق را شناختم عشق را كه شناختم خدا رو شناختم و حالا مي توانم عاشق تو باشم من تموم زندگيم قصه توست اگه غمگين او قصه توست و بزار يه چيزي رو بهت بگم اگه خورشيد به گرمايش و گل به لطافتش مي نازد من هم به تو مي نازم...

خيلي دوست دارم

              

دوست دارم عزیزم

|+| نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385 و ساعت 14:52 |
دوست دارم

 

     

 

زندگی مال تو

 

مرگ مال من

 

راحتی مال تو

 

گرفتاری مال من

 

شادی مال تو

 

غم مال من

 

همه چی مال تو

 

ولی تو مال من

تقدیم به عزیز ترینم

|+| نوشته شده توسط ساناز در شنبه هشتم مهر 1385 و ساعت 17:36 |
عاشق

عاشق و پر احساس اون اشکاش مثل الماس واسه من عزیزترین

                                    می میرم براش

جای اشکاش رو شونه هام تب دستاش رو گونه هام می دونم عشقم همینه

                                می میرم براش

عشقش از سرم زیاد دلم و برده چه ساده می بینی کجای کارم

                               می میرم براش

وقتی هست عاشق ترینم بهترین زن زمینم سر رو شونه هاش می زارم

                                 می میرم براش

           

|+| نوشته شده توسط ساناز در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 10:9 |
عشقم همینه
وقتی فهمیدم تمام وجودم محمد

                                       تمام زندگیم محمد

                                                               وتمام صحبتم محمد

                                                                                و دلیل زنده بودنم اونه

                فهمیدم که عشقم همینه و بدون اون هیچ چیزی نیستم

 

               

|+| نوشته شده توسط ساناز در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 9:41 |
مناجات با خدا
                

               عاشقی هم عالمی دارد....

تو ای خدای مهربونم

 از قلب من خبر داری تو می دونی دوسش دارم بدون اون من می میرم

قسم به عشق عاشقا به تک تک ستارها که بیشتر از همه تو این دنیا تو می دونی دوسش دارم

خاطرش و خیلی می خوام

                                                                                              تقدیم به قلبم اقا محمد

            

 

|+| نوشته شده توسط ساناز در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 و ساعت 16:29 |
منو ببخش

                                       اگه تو رو  دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش

اگه تو این اون که فقط دلم می خواد منو ببخش

منو ببخش اگه شبها ستارها رو می شمارم

منو ببخش اگه بهت خیلی می گم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم

منو ببخش اگه شبها فقط تو رو خواب می بینم

اگه تو رو  دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش

اگه تو این اون که فقط دلم می خواد منو ببخش

منو ببخش اگه واسه چشمهای تو خیلی کمم

تو یه فرشته ای و من اگه فقط یه ادمم

منو ببخش اگه برات می میرم و زنده می شم

اگه با دیوونگیام پیشه تو شرمنده می شم

منو ببخش اگه همش می سپارمت دست خدا

اگه پیشه غریبه ها به جای تو می گم شما

منو ببخش من نمی خوام تو رو به ماه نشون بدم

نشونیت و نه به شب نه دست اسمون بدم

منو ببخش اگه می خوام تو رو فقط واسه خودم

ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

اگه تو رو  دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش

اگه تو این اون که فقط دلم می خواد منو ببخش

                                    تقدیم به قلبم اقا محمد گلم                                               

       

                                                                    

|+| نوشته شده توسط ساناز در دوشنبه نهم مرداد 1385 و ساعت 20:36 |
تو مال من
     

 

زندگی مال تو

 

مرگ مال من

 

راحتی مال تو

 

گرفتاری مال من

 

شادی مال تو

 

غم مال من

 

همه چی مال تو

 

ولی تو مال من

تقدیم به عزیز ترینم

|+| نوشته شده توسط ساناز در جمعه ششم مرداد 1385 و ساعت 21:20 |

ParsTheme

template id : music template name : music green

sheatoonak007

ساناز

http://sheatoonak007.blogfa.com

.•*..*•.قلب من•*..*•.

مهربانم
بدان روزی برگ ها می ریزد خانه ها ویران می گردد و خاکستر ها به باد می رود اما انچه جاودان است و از بین نمی رود خاطرات است. پس بیا خاطراتمان شیرین و دوست داشتنی باشد
می نویسم که بگم دوست دارم Feed Template : RSS THEME Free Blog Templates

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design blog design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

Free rtl Blog Templates Template Design Group Free Blog Templates Blog Templates Free Blog and Site Templates Free Persian Blog Templates.
code linkbox:

JavaScript Codes بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران